شرط عشق

دخترجوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

نامزد وی بهعیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید..

بیماری زن شدت گرفتو آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت واز درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید.

زن نگران صورت خود که آبله آنرااز شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروسنازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیارفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.

 

مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".


/ 2 نظر / 5 بازدید
afshin

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]